به گزارش سرویس طنز و کاریکاتور مفدا، ابولقاسم صلح جو کاریکلماتوریست شیرازی که در سال هزار سیصد و سی متولد شد وسال ها بعد با مدرک مهندسی راه و ساختمان به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد. وی در جوانی و نوجوانی به کار های هنری مختلفی از جمله داستان نویسی ، نمایشنامه رادیویی ، نقد فیلم و ... روی آورد اما در نهایت تصمیم گرفت ادامه دهنده ی راه «استاد پرویز شاپور» باشد. وی معتقد است کاریکلماتور در نظر اول مخاطب را وادار به تبسم میکند ولی مجبور میشود دوباره آن را بخواند و با تفکری عمیق وارد لایه های زیرین متن شود .
در ادامه چند کاریکلماتور از ابولقاسم صلح جو میخوانیم :
تا دل به دریا زدم ، دلشوره گرفتم .
وقتی حرفم به کرسی نشست ، به روی زمین نشستم .
در آغوش خودم تنهام !
کف کرد صابون از دیدن اندام قشنگت !
آنقدر خاکی بود که در خونش زراعت میکرد .
در خط مقدم ، ایراد خوش نویسی گرفت فرمانده !
با ریش ، در لباس گرگ میش می نمود .
با شکستن سد کنکور ، دانشگاه ها روی آب رفتند.
سکوت موریانه فریاد فروپاشی است .
ارسال نظر